فرشاد اکبری در «رویای تو چیست؟» ما را به ضیافت مکاشفهای میبرد در مرز ناپیدای خواب و بیداری، جایی که خطوط سفید، چون ریشههای میسلیومی از تاریکی میرویند و زبان ناگفته رؤیاها میشوند. او با ارایه عناصر طبیعی همچون جمجمه، شاخ، چوب و سنگ، روح طبیعت را در دل اثر احضار میکند، تا نشان دهد هر شاخه و هر سنگ، حامل داستانی است پنهان که در دل تاریکی و سکوت تنیده شده است. اکبری همچون شمنی کهن، در رؤیاهایش زندگی میکند، تصاویر مبهم و رمزی را از عالم خواب به بیداری میآورد و در خطوط سفیدش ثبت میکند؛ خطوطی که مسیرهای شهودند و نقطه هایی که چون ستارگان در تاریکی شب میدرخشند، برای کشف خویشتن، برای خلق جهانی که در آن، هر عنصر خاموش صدایی میشود و در سکوت میپیچد.
رویای تو چیست؟ دعوتی است به درنگ و نگریستن دوباره به تاریکی و نوری که در خود داریم و لمس لحظهای که رؤیا، بیداری، طبیعت و شهود، در یکدیگر حل میشوند، سفری آرام به عمیقترین لایههای خویش.
گیتی نوروزیان
